| قبل عطر تو | - تاریخ: 1400/1/13 ساعت: 15:01
همین الان که لباستو بغل کردم دارم بو میکنم همین الان که یادم میاد روزایی که حالمون خوب بود و باهم بیرون بودیم اونقدر که حتی یادمون میرفت عکس بگیریم باهم همین الان که میدونم از این به بعد تنها دلخوشیم عطر روی پیرهنته که اگه بپره منم شاید همینجوری دووم
| یه چیز مرتبط | - تاریخ: 1400/1/13 ساعت: 15:01
دیدین مثلا ادم حالش بده اهنگ غمگین گوش میده یا متنای غمگین میخونه یا وقتی خوشحاله دنبال چیزای خوشحال کننده میره کلا تو هر فازی باشی دنبال یه چیزی مرتبط با اون حال و شرایط میری من الان اصلا نمیدونم حالم چطوریه که دنبال یه چیز مرتبط باهاش برم! ::))
| مرتبط | - تاریخ: 1400/1/13 ساعت: 15:01
احساس کرد وجودش شبیه به لباسی است که به تن یک روح کشیده شده. یک یقه اسکیِ تنگ...
باباي محترمم - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 3:30
الان من چه خاكي بريزم تو سرم من ميخوام دورهمي ببينم بابام ميخوادعصرجديدببينه؟!خيلييييي زورگوييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي
آقای خواجه امیری بسه:( - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 3:30
اگه حال میپرسی حالمه گذشتم مثل سایه دنبالمهنشستم هوات از سرم بپره نشستم که این سالها بگذرهبرو به کسایی که میشناختم بگو من قمار تورو باختمبه هر سمتی رفتی موافق شدممیخواستم بجنگم که عاشق شدمرفتی و دادی بر بادم اسممو بردم از یادم مرورگر شما از Player ساپورت نمی کنددانلود آهنگ
به من چه عزيزم - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 3:30
به تو چه ربطي داره كه من امروز واسه دومين بار غش كردم!به تو چه ربطي داره كه من معدم مشكل پيدا كرده!به توچه ربطي داره كه من٥كيلو وزن كم كردم و به تو ميگم رژيم گرفتم چون نميخوام پيشت عر بزنم!اصلا به تو چه كه من حالم بده يا خوبه!اينا هيچكدوم به تو ربطي نداره!خودم ميدونم و خودم اينا مشكل خودمه خودمم حلش...
خودتون و دوست داشته باشين - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 3:30
امروزكتاب نتونستم بخونم صبح حالم بد شد بعدشم سعي كردم بخوابم عصريم نشستم هيولا ديدم:)دوسدارم انتقاداشو با نمكه!الان بيشتر از هرچيزي نياز به خنده و سرگرمي دارم!يكي ازدوستام كه از اول مخالف اين قضيه ما
گاد - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 3:30
اينكه ديروز بهم زنگ زد گفت مقصرتموم اين قضيه ها من بودم با تلخ بازيام و لجبازيام بيا يه فرصت بديم ترسناك نيست؟
... - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 3:30
حالم اصلا خوب نيست اصلا اصلا اصلا اصلا اصلا اصلا صلاااااااااااااا دلشوره دارممممم عينه سگ.خدايا چه وضعيت كوفتي گير كرديم!؟
٧ماه - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 3:30
فردا قرار همدیگرو ببینیم بعد از٧ماه!یه رابطه ای که نزدیکه دوساله و فرداششمین دیدار من و تو!
دیروزمون =) - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 3:30
میتونم از خودم شاکی باشم؟!نه نمیتونم!نمیتونم اقا نمیتونم من نمیتونم وقتی دوستش دارم نگاش نکنم،نمیتونم وقتی میشینم کنارش نیشم تا گوشم باز نشه،نمیتونم تو چشمای خوش رنگش زل نزنم،نمیتونم حتی کرونارو بهونه
دخترم ميشي؟ - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 18:46
دو روز پيش كه باهم حرف زديم بهم گفت يكتا تو اينقدر گوگولي ادم دلش ميخواد بچش باشي؛بزرگت كنه،تربيتت كنه؛دخترم ميشي؟!
جييييييغغغغ - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 18:46
همين الان فهميدم امسال عيد پايتخت ٥ داريممممممم خوششششش حااااااا لَممممممممم:))))))))
پيش آمده - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 18:46
اشتباه شد ديگه حالا پايتخت٦ مهم اينه پايتخت داريم برا عيدمون:) پيش آمده پيش مياد:)
هرماه يه كتاب - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 18:46
با خودم قرار گذاشتم هرماه يه كتاب بخونم هدفم واسه بهمن كتاب مردان مريخي زنان ونوسي:)حيف دي امتحان داريم:/
حتما بايد جنگ بشه! - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 18:46
به دختر عمم ميگم آيدا اگه امير فوق قبول نشه بايد بره سربازي بعد اينجوري اگه جنگ بشه ميبرنش جنگ شهيد ميشه منم راحت ميشم:)يكم نگام كرد بعد گفت حتما بايد جنگ بشه بيخيال شي؟!حالا يه ايران و خراب كن واسه يه نفر:/ديگه بعدش نگفتم تازه سركارم اگه بره باز اگه جنگ بشه پالايشگاه نفت و ميزنن بازم راحت ميشم:(از ...
الكي - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 18:46
امروز فهميدم مامانم الكي ميگه اگه امير بياد خواستگاري ميگيم نه واسه اينكه من بيخيال شم و اذيت نشم ميگه چون داشت تعريفشو برا بابام ميكرد و من شنيدم:)
نگفتم فراموشت ميكنم - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 18:46
گفتم پشت دستم و سوزوندم كاريت نداشته باشم بهت زنگ زنم مزاحمت نشم؛نگفتم فراموشت ميكنم نگفتم ديگه دوست ندارم نگفتم بهت فكر نميكنم نگفتم به ياد حرفاي قشنگت گريه نميكنم:)امشب نشستم چتاي٦مرداد كه همديگرو ديديم واسه اولين باروخوندم و گريه كردم:)گفتي هر هفته ميام ميبينمت الان٣ماه نديدمت:)بغل گوشم بودي ها و...
ديوار بي در - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 18:46
ديوار بي دردرست از روز اول رفته بوديهمون روزي كه من از دست رفتمعزيزم عشق تو بن بست من بودمنم تا اخر بن بست رفتم:)
چقدر... - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 2:08
سلام:)هرچي فك كردم تاپيك چي بزنم نتونستم تصميم بگيرم:)چقدر من بي معرفتم!چقدر من تغيير كردم!چقدر دلم برا اينجا تنگ شده!چقدر از يه سالگي وبلاگم گذشت و من اصلا حواسم نبود!چقدر اين روزا حواسم به هيچي نيست حتي خودم!چقدر دلم برا نوشتن تنگ شده بود!الان بلند شده بودم درس بخونم دلم هواي اينجا رو كرد به ياد پ...