انچه گذشت - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 2:08
اخرين پستي كه از رابطه اي كه داشتم براتون گذاشتم اين بود كه قهر كرده بودم باهاش بهم زنگ زد همون روز و همه چي به خوبي گذشت همه چي خوبه خوب بود تا اينكه يهو گفت ما به درد هم نميخوريم دوست داشتن كافي نيس
رفت - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:14
ازصبح كه بلندشدم همش فكرميكنم امروزجمعست نميدونم چرا:|امير ديروز برگشت تهران ومن ديروزصبح براي چهارمين بار اولين پسر زندگيم و رفتم و ديدم هرچندبابام مخم و خورد اينقدرزنگ زدومجبورشديم زودبرگرديم امير م
دود - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:14
ادما به دود سيگارمعتاد ميشن نه توتون داخلش ياهركوفت و زهرمار ديگه اي كه داخلش هست:/
اگه ميخوام بمونم - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:14
با خودم تصميم گرفتم اگه ميخوام, تو رابطه باهاش بمونم, بايدخودم و واسه خيلي چيزااماده كنم:)اينجا با خودم قرار ميذارم تو نميذاري اين ادم بهت دست بزنه يكتا براش چهارچوب مشخص كردي پس ممكنه بهت خيانت كنه چون
لوكيشن - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:14
ازاينكه ازامروز صبح هرباربرم لوكيشن,شو نگاه كنم ببينم زده تهران...... عقم مي گيره:/
Imessage - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:14
كاش گوشيش ايفون نبودكه من ديگه حداقل استرس imessage نداشتم:(خدايامرسي اينقدر خوبي:)
توت فرنگي - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:14
دوسته عزيزم ممنون بابت كامنت جذابت نشد بهتون ايميل بزنم حرفاتون كاملا درسته حس ناامني هست من ديگه خستم واقعا خسته ميخوام بگذرم ازهمه چي:)و ممنون بابت اينكه وب منو دنبال كردي عزيزدلم:)امشب:)
يه مدت كات - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:14
+ اميرجان من يه مدت نباشم همه چي بهترميشه نه؟_ يه مدت نباشي همه چي تمومه يكتا انتخابت اينه؟كي اين چيزارو كرده تو مخت نبودت تويه مدت راه حل نيست!
بابام تعقيبم كرد - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:14
من٢١سالمه تو اين٢١سال كلمه اي دروغ به پدرومادرم نگفتم اصلا هم نپيچوندمشون كه اعتمادشون بهم زياد باشه از اون جايي كه تك فرزندم خيلي تمركزشون روي من زياده:) اين استقلال من شخصيت من انتخاب هاي منو تحت تا
قهرم باهات - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:14
دیروز هی میگم بغلم کن میگه نمیخوام دست بزنم بهت:|استوری کامیار و دیده میگه ببین این مثه تخمست تخمه یکی میخوری تا تهش میری من بغل کنم باید تا تهش برم:|هار هار هار بی مزه:/بعدشم میگم دوست دارم میگه ذکر
برگشتم - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:14
دلم مي خواد بنويسم از همه اتفاقاي اين مدت ولي انگار دستام كار نميكنه.مغزم كار نميكنه روحم كارنميكنه و با اين همه عذاب وجدان چيكار كنم؟!بچه ها ببخشيد جواب كامنتارو ندادم دراولين فرصت اينكاروميكنم بازم معذرت.
شاید حق با تو بود! - تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 9:17
من هنوزم مثل تو معتقدم بعد از تو هیچکس نمیتونه من و اندازه تو دوست داشته باشه! دیر فهمیدم:)ولی تقصیر تو بود :)
Go to the hell - تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 9:17
به جهنم كه معلوم نيس كجا سرگرمي كه آنلايني ولي به من پيام نميدي:|
آقاي محترم:) - تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 9:17
خب قطع به يقين حال بد ديشبم به خاطر يادگاري بود كه ديروز از ته كمدم پيدا كردم:)نميدونم چند ثانيه؛چنددقيقه يا حتي چند ساعت چشمام و بستم و به١٥شهريور٩٥كه هديه رو گذاشتي در خونمون و من از هيجان جيغ مي ز
بعد ١٠ماه - تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 9:17
بعد ١٠ماه طلبكاري ازم :)اونم واسه چيزي كه مقصر خودت بودي:)كار راه انداز نبودي ١٠٠سال بهت پيام نميدادم:)از خداتم باشه كه حتي جزو فالوراي مني بابا。^‿^。
جنگيدن - تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 9:17
چقدر بايد با احساسم سر تو بجنگم كه خودم و قانع كنم اين علاقه بهت درست و عاقلانست:)
كاش - تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 9:17
اي كاش راست باشه وقتي ميگي برام فرق داري با بقيه:)
ديونم؟ - تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 9:17
به نظرتون من ديونم كه وقتي بهم ميگه از ديشب قفل كردم رو اهنگ عاشقت ميمونم خلسه بعد من ميرم اهنگه رو دانلود ميكنم و هزارتا فكر و خيال ميكنم و بدبين ميشم و هرچي رشتم و رشته پنبه ميشه!!عاشقت میمونم تا تموم شه کارمبعد از اون دیگه خدافظنمیبینی منو دیگه دوبارههمه اون چیزایی که گفتمباید از فکر تو پاک شه
توقع - تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 23:22
کم کردن توقع داشتن از بقیه فقط و فقط به خود آدم سود میرسونه:)
امید - تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 23:22
از برگشتن امید نورافکن خیلی خوشحالم همونطور که از رفتنش خیلی ناراحت شدم:(